تبلیغات
مدیریـــت آموزشـــی

اطرافیان مدیر

دوشنبه 1393/11/6 20:46نویسنده : رحیم کاوه

 

اطرافیان مدیر به همه‌ی کسانی گفته می‌شود که به شکلی با مدیر دوستی و ارتباط نزدیک دارند و می‌توانند حرفشان را به راحتی به وی بگویند و در جلسات خصوصی بنشینند و با یکدیگر رفت و آمد نمایند.

یکی از وظایف مهم مدیریت، کنترل و نظارت بر اعمال و رفتار این افراد است.

حضرت امیرالمؤنین علی(ع) در نامه شماره 53 نهج‌البلاغه می‌فرمایند:

پس بدان برای زمام‌داران خاصان و صاحبان اسراری است که خودخواه و دست‌‌درازند و در داد و ستد با مردم عدالت و انصاف را رعایت نمی‌کنند. ریشه ستم را با جداکردن  و دورساختنِ موجبات آن صفات از بین ببر و به هیچ یک از اراضی مسلمانان وامگذار و نباید طمع کنند که قراردادی به سود آنان منعقد کنی که مایه ضرر سایر مردم باشد، خواه در آبیاری یا عمل مشترک دیگر، که رنج آن را برعهده‌ی مردمِ دیگر نهند؛ در این صورت، سودش برای آن‌ها خواهدبود، نه تو و عیب آن در دنیا و آخرت بر تو خواهدبود.

در جایی دیگر ایشان می‌فرمایند:

چهارچیز دلیل شکست دولت‌ها شمرده‌ می‌شود: ضایع کردن مسائل اصولی، توجه کردن به امور جزیی، مقدم داشتنِ افراد پَست و عقب گذاشتن افراد با فضیلت[1].

اطرافیان مدیر مبیّن و معرّف شخصیت مدیر هستند. حضرت علی(ع) می‌فرمایند: سه چیز از عقل صاحبان خود حکایت می‌کنند: فرستاده، نوشته و هدیه[2].

با توجه به مسائلی که مطرح شد، غالبا اطرافیان مدیر کسانی هستند که با عقل و فکر و شخصیت آنان سازگارند؛ پس باید در انتخاب فرستادگان، نمایندگان و اطرافیان دقت شود که بر اثر بی‌توجهی، شخصیت مدیر لکه‌دار نشود.


[1] غررالحکم، ج2، ص375

[2] غررالحکم، ج1، ص326


برچسب ها: اطرافیان مدیر ، مدیران و انتخاب دستیاران ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 1393/11/6 20:57

 

مهارت گوش دادن (2)

شنبه 1393/10/6 21:56نویسنده : رحیم کاوه

 

چرا ما گوش می‌دهیم؟

1.      اطلاعات و درک مورد نیاز را به دست‌آوریم.

2.      به دیگران اجازه دهیم و آن‌ها را ترغیب کنیم تا آزادانه و صریح صحبت کنند و احساسات، افکار، ارزش‌ها و نگرانی‌هایشان را صادقانه بیان کنند.

3.      رسیدن به درک و بصیرت عمیق‌تر نسبت به مشکلات سایرین، و به دنبال آن کمک به آن‌ها تا راه‌حل انتخابی خود را به کار گیرند.

چگونه گوش بدهیم؟

هنگام گوش دادن باید نکات زیر را مدّنظر داشته‌باشیم:

با دقّت و علاقه کامل، تنها به آنچه گوینده اظهار می‌کند گوش کنیم. باید از بروز نشانه‌های خستگی(خمیازه کشیدن، بی‌قراری)، توجه به نکات و مسایل دیگر( در رؤیا و خیالبافی فرورفتن، کنجکاوی در مورد مسائل متفرقه)، و قطع ارتباط چشمی(خواندن، نوشتن و مرور یادداشت‌ها) خودداری ورزید.

o        باید حرف‌های گوینده را قبول کنیم و در ذهن خود، یا بخشی از گفته‌های او که با اعتقادات ما تضاد دارد، بحث نکنیم، یعنی باید گفته‌های او را به عنوان تجربه‌ای در جهت درک او، در نظر بگیریم.

o        باید به گوینده کمک کنیم بین افکار و احساساتش ارتباط برقرار کند، راه‌حل‌های خودش را بیابد و در مورد انتخاب‌های مختلفی که در پیش‌رو دارد، تصمیم بگیرد. این امر تنها با ایجاد محیطی حمایت‌کننده، اعتمادگر و دلسوز امکان‌پذیر است. لذا لازم‌است گاهی اوقات جملات او را بازگو کنیم و کمک کنیم( با ارائه نکات مفید) مقصود خود را کاملا اضهار و ابراز کند تا بتوانیم ارتباط خوب و مناسبی برقرار سازیم.

o        باید هشیارانه به حقایق کلیدی، احساسات، عواطف و نقطه نظرهای فرد گوش دهیم تا علل و منشأ نگرش‌های وی را دریابیم.

o        باید فعالانه، با درک و با احترام به او گوش کنیم و با گوینده به عنوان فردی همطراز خود برخورد کنیم، نه به عنوان فردی مادون خود و یا به عنوان عددی که باید در فهرست قرار گیرد.


برچسب ها: مهارت گوش دادن ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 1393/11/6 22:02

 

مهارت گوش دادن (1)

جمعه 1393/08/30 14:04نویسنده : رحیم کاوه

 

گوش دادن شامل: شنیدن، فهمیدن و به خاطر سپردن است و عناصری مانند: تمرکز حواس و دقت در خوب گوش دادن باعث یادگیری بهتر و یادآوری مطالب می‌شود.

همانگونه که سخن با دیگران و خوب صحبت کردن احتیاج به تمرین و تکرار و رعایت روش‌های مناسب دارد، در گوش دادن نیز تمرین و رعایت نکاتی چند مفید و مؤثر است.

آنچه در گوش دادن به صحبت‌های دیگران، به ویژه آموزگار، والدین و سخنرانان مهم تلقی می‌شود، دقت، تمرکز حواس و همراهی کردن است تا مطالب خوب دریافت و درک شود.

برای گوش دادن مؤثر، باید فرد در خودش آمادگی جسمی و روحی ایجاد کند و به تقویت انگیزه برای یادگیری بیشتر و فهمیدن مطالب بپردازد. همچنین افزایش دانش و اطلاعات خود را ملاک قرار دهد و گفته‌های دیگران را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده و بدان فکر کند و در مواقع لازم بازخورد دهد.

گوش دادن عبارت‌است از توجه کردن به صداهایی که با گوش شنیده می‌شود. در ارتباط بین فردی، گوش دادن فعّالانه چیزی بیش از شنیدن ساده است و شامل مشاهده کردن( با استفاده از سایر حواس) و درک کردن شنونده است، یعنی شنونده خود را در جای گوینده می‌گذارد تا بتواند وضعیت ذهنی او را درک کند؛  و لذا تنها نباید به لغاتی که گوینده به زبان می‌آورد گوش داد بلکه باید به معانی ورای آن‌ها نیز توجه کرد. اینکه شنونده تا چه حدی گفته‌های گوینده را درک می‌کند، از لغاتی که او انتخاب می‌کند، لحن کلام و پیام‌های غیرکلامی او مشهود است(مهارت ارتباطی بین فردی).

ما به چه چیزی گوش می‌دهیم؟

1.      واقعیات( ما باید واقعیات را از احساسات و نظرات افتراق دهیم).

2.      نظرات و احساسات.

3.      روش صحبت کردن و بیان مطالب توسط فرد.

4.      خُلقیات(غمگین یا خوشحال بودن گوینده). واکنش‌هایی که که فقط توسط اصوات ابراز می‌شوند(آه کشیدن، هیس کردن، سوت کشیدن و . . . ).

5.      معنی سکوت(بی تفاوتی، ترس، خجالت، خشم فروخفته، متوجه نشدن، غم و افسردگی).

6.       موضوعاتی که بیان نمی‌شوند.(آنچه گوینده را آزار می‌دهد ولی او آن‌ها را ابراز نمی‌کند).

تمام این‌ها را می‌توان در سه پیام فرستنده، خلاصه کرد:

A.      معانی لغوی و واقعی کلمات.

B.       معنی ورای معانی تحت‌اللفظی و لغوی کلمات: آنچه فرستنده تلاش دارد بگوید یا برساند؛ که درواقع همان معانی یا موضوعات نهفته و پنهان است(معانی اصلی گفته‌ها).

C.       آنچه فرستنده، راجع به خود، به عنوان یک فرد می‌گوید.

وقتی این سه پیام را خوب گوش کنیم، می‌توانیم به فهم و درک آن‌ها برسیم، آن‌گاه به اصل مطلب گوینده پی می‌بریم.

 


برچسب ها: خوب گوش دادن ، مهارت گوش دادن ، تعریف گوش دادن ،
آخرین ویرایش: جمعه 1393/10/19 11:31

 

سازمان های خودشکن

پنجشنبه 1393/07/24 11:30نویسنده : رحیم کاوه

 

سازمان‌های خودشکن[1]

سازمان‌ها مشابه افراد هستند، از این جهت که چون رشد کنند و بالغ شوند الگوهای رفتاری خوب و بد در پیش می‌گیرند و هنگامی که با موفقیت، بحران با مشکل روبرو می‌شوند به گونه‌ی خاصی  واکنش نشان می‌دهند و اقدام می‌کنند. امکان دارد سازمان‌ها به هنگام رویارویی با مشکلات و موانعی که بر سر راه موفقیت‌های آینده‌شان قرارگیرد به شیوه‌ای نامناسب(ولی بر حسب عادت) عمل کنند. رابرت هاردی[2] و رندی شوارتز[3] براین باورند که پافشاری در نشان دادن واکنش نامناسب در برابر مشکلات موجب می‌شود که یک شیوه منظم یا سیستماتیک به نام رفتار خودشکن سازمانی به وجود آید. سازمان‌های خودشکن دارای الگوهای زیانبار هستند ولی برای ازبین بردن این عیب‌ها، راه‌هایی ارائه می‌کنند.

پنج نوع سازمان خودشکن

1-    کارکنان بخش نگهداری- کارکنان به اعمال کنترل و رعایت مقررات اولویت بالایی می‌دهند. از تغییرات شدیداً وحشت دارند؛ از افسردگی عمومی رنج می‌برند. از طریق اجرای برنامه‌های دقیق و جدول‌های مشخص زمان‌بندی شده برای دیوان‌سالاری این وضع ناخوشایند کارهای اصولی انجام می‌دهند.

2-    دسته‌های بی مسئولیت- این گروه‌ها نوع فعالیت و کار را با تولید و بهره‌وری همانند می‌دانند، کارهایی را که به صورت اشتباه انجام داده‌اند از بین می‌برند؛ از حساب‌دهی وجشت دارند، در ایجاد ابهام و مغلطه کاری تخصص و تبحر دارند. این حالتی از کارهای نوجوانان است.

3-     گروه یا دسته پر حرارت- اعضای این گروه بیش از اندازه خوش‌بین، خوشحال و شاداب هستند و نسبت به دنیا روی خوش نشان می‌دهند ولی نسبت به یکدیگر ترش‌رو هستند؛ از حقیقت وحشت دارند. پیوسته برای رسیدن به هدف نهایی کارهای حیله‌گرانه انجام می‌دهند و هیچ اعتقاد راسخی ندارند. مدیران را انکار می‌کنند.

4-    باشگاه فارغ‌التحصیلان- هدفی ثابت دارند، از آینده وحشت دارند. به جای اندیشیدن به ذهن و خاطره خود مراجعه می‌کنند و برای حل مسأله می‌کوشند تا نمونه‌های گذشته را به یاید آورند؛ این وضع مصداق حال سال‌خوردگان است.

5-     با کوله‌بار گناه- اعضای این گروه می‌کوشند تا سرچشمه لایزال امید را با کارهای زشت و ناپسند گل‌آلود کنند؛ به هیچ وجه نمی‌خواهند به شرایط و وضع حال توجه نمایند. پیوسته درصدد انکار خود هستند و در عالم رویا به تعارض‌های بازدارنده می‌رسند. چنین وضعی موجب سقوط خواهدشد.

راه‌هایی برای دستیابی به عملکرد عالی

*       باورهای اصلی را تعیین کنید. باورهای معتبر و راسخ موجب می‌شود که سازمان بتواند آینده‌ای موفقیت‌آمیز ترسیم و تعیین نماید.

*       حقیقت را بگویید. صداقت و درستی موجب می‌شود که بتوان سازمان و بی آلایشی گروه را به صورت دقیق مورد ارزیابی قرار داد.

*       تنگ‌نظر نباشید. سازمانی که دیدگاهی باز داشته‌باشد نظرات افراد و عقاید و روش‌های آن‌ها را می‌پذیرد و در مسیر پیشرفت و ترقی از آن‌ها استفاده می‌کند؛ در این راه از سرمایه‌های معنوی و عقلانی درون سازمانی استفاده می‌نماید.

*       هزینه‌ها و منافع را به صورت عادلانه تقسیم کنید. تقسیم کردن هزینه‌ها و منافع به صورتی یکسان و عادلانه بین ابواب جمعی موجب افزایش اعتماد و حساب‌دهی می‌شود.

*       نتیجه را به حداکثر برسانید. تأکید بر موفقیت‌ها باعث می‌شود که بتوان به ارزش‌های شیوه‌های نوین اندیشه ارج نهاد.

*       موفقیت را از آنِ خود سازید. مالکیت موجب تقویت اعتماد و اعتقاد راسخ اعضای سازمان می‌شود؛ به گونه‌ای که پیروزی و پیشرفت را به صورت نوعی عادت درآورند.



[1][1] The Self – Defeating Organization: How Smart Companies Can Stop Outsmarting Themselves, by Robert E. Hardy and Randy Schwartz, is published by Addison- Wesley.

[2] Robert E. Hardy

[3] Randy Schwartz


برچسب ها: The self-Defeating Organization ، سازمان های خودشکن ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 1393/07/24 11:44

 

هفت قانون منطقی

دوشنبه 1393/06/31 13:29نویسنده : رحیم کاوه

 

۱. با گذشته خود کنار بیائید تا حال شما را خراب نکند.

۲. آنچه دیگران در مورد شما فکر میکنند به شما ارتباطی‌ ندارد.

۳. گذشت زمان تقریبا داروی هر دردی است؛ به زمان کمی‌ فرصت دهید.

۴. کسی‌ دلیل و مسئول خوشبختی‌ شما نیست؛ خودتان مسئولید.

۵. زندگی‌ خود را با دیگران مقایسه نکنید؛ ما هیچ خبر نداریم که زندگی‌ آنها برای چه و چگونه است.

۶. زیاد فکر نکنید؛ اشکالی ندارد که جواب بعضی‌ چیز‌ها را ندانیم.

۷. لبخند بزنید؛ شما مسول حل تمام مشکلات دنیا نیستید

آخرین ویرایش: یکشنبه 1393/07/13 09:08

 

تعداد کل صفحات ( 18 ) 1 2 3 4 5 6 7 ...