تبلیغات
مدیریـــت آموزشـــی - نظریه های مدیریت مشارکتی

نظریه های مدیریت مشارکتی

سه شنبه 1391/03/16 13:00نویسنده : رحیم کاوه

 

سبک های متداول مدیریت لیکرت[1] : (سیستم چهارم لیکرت)

در این نوع مدیریت اعتماد و اطمینان کامل نسبت به زیردستان ابراز می‌شود.
تصمیم‌گیری به طور وسیع در سراسر سازمان و بین کارکنان توزیع می‌شود ولی از یک وحدت
و یگانگی خاصی برخوردار است.انگیزش کارکنان بر اثر مشارکت مستقیم آن‌ها در تعیین
پاداش‌های اقتصادی، اهداف، بهبود روش‌ها، ارزشیابی پیشرفت در جهت اهداف به وجود
می‌آید. از لحاظ فراگرد کنترل مسئولیت جمعی و گسترده وجود دارد که واحدهای پایین‌تر
به طور کامل در آن مشارکت دارند(هرسی و بلانچارد، 1380).

امین شایان جهرمی(1381) می‌گوید:خصوصیت این سیستم به شرح زیر است:

اعطای فرصت مشورت و اظهار نظر و اعمال نظر افراد در تصمیم‌گیری‌ها.

سهولت دسترسی و ارتباط با مدیر.

برقراری ارتباط موثر با کارکنان.

مشورت با زیردستان و آگاه ساختن آن‌ها از امور سازمان و در نتیجه قائل شدن شخصیت والا برای آن‌ها.

ابراز قدردانی و تشویق کارکنان در مواقع لازم به ویژه هنگام به ثمر رسیدن تصمیم‌های مهم(امین شایان جهرمی،شاپور،1381).


 کرت لوین[2] :

بنیان‌گذار نظریه‌های پویایی گروهی، معتقد است هرگاه مردم در انجام امور مشارکت داشته باشند، اندازه مقاومت و ایستادگی آنان در برابر تغییر و دگرگونی و نوآفرینی کاهش می‌پذیرد و راه سازگاری پیش می‌گیرند. او معتقد است مشارکت کارکنان در کارگردانی، روحیه کارکنان را بالا می‌برد و مشارکت در مدیریت سبب کاهش میزان سرپرستی و نظارت بر کارکنان می‌شود(حنیفی،1381).

نظریه مدیریت بر مبنای هدف:

این نظریه فرآیندی است که از طریق آن مدیران سطوح بالا و پایین سازمان مشترکا اهداف سازمان را مشخص می‌کنند و حدود و مسئولیت وظایف هر فرد را بر اساس نتایج مورد انتظار تعیین می‌کنند. این مفهوم بر یک فلسفه مدیریتی استوار است که یگانگی میان کنترل بیرونی(توسط مدیران) و خود کنترلی (توسط کارکنان) را مورد تاکید قرار می‌دهد(حنیفی،1381).


نظریه تصمیم‌گیری


این نظریه توسط مارچ[3] و سایمون[4]
مطرح شده‌است. با توجه به اهمیت تصمیم‌گیری عقلانی، آن را مناسب‌ترین واحد تحلیل و
مطالعه سازمان‌ها و رفتار سازمانی فرض کرده‌است. آن‌ها به ماهیت تصمیم فرد برای
شرکت در فعالیت‌های سازمان اهمیت می‌دهند. مورد دیگر از نظر آن‌ها عقل انسانی در
تصمیم‌گیری‌ها محدود است و تمام راه‌های ممکن به ذهنش نمی‌رسد(هرسی و
بلانچارد،1382).


سه الگوی بسیار معمول تصمیم‌سازی به قرار زیر است:

عقلائی و منطقی: این رویکرد شامل فرآیند مرحله به مرحله است، بر حقایق و
دلایل تمرکز دارد.

شهودی: مدیرانی که از این رویکرد بهره می‌یرند، از تحلیل‌های آماری و
فرآیند منطقی اجتناب می‌نمایند، این مدیران تصمیم سازان با شهامتی هستند که متکی بر
احساس آن‌ها درباره یک موقیت است.

پیش داوری: مدیری که روی راه حل تصمیم می‌گیرد، رویکردالگوی تصمیم‌گیری
مبتنی بر پیش‌داوری را برگزیده است(امین شایان جهرمی، 1385).


شبکه توسعه سازمانی بلیک و موتن[5]:

این شبکه دو فرضیه اساسی در ارتباط با رفتار مدیریت ارائه می‌دهد:

توجه به تولید

توجه به روابط

یعنی توجه به افراد که طیف گوناگونی از مسائل از قبیل ارزش‌های فردی، شرایط کاری خوب، میزان مشارکت و تعهد در تکمیل کار دربرمی‌گیرد. بلیک و موتن فقط یک
راه موثر برای مدیریت سازمان پیشنهاد می‌کنند و آن هم روش مدیریت تیمی یا گروهی
است(حنیفی، 1381).


تئوری بهداشت، انگیزش هرزبرگ[6]:


با توجه به این تئوری برنامه مشارکت کارکنان می‌تواند موجب انگیزش باطنی کارکنان شود. در نتیجه آن‌ها فرصت‌هایی را برای رشد پذیرش مسئولیت و مشارکت بیشتر در امور پیدا می‌کنند(حنیفی،1381).


نظریه همکاری بارنارد[7]:


مضمون اصلی این نظریه در تحلیل سازمان‌ها، همکاری و همیاری همه اعضای
سازمان در نیل به یک هدف مشترک است که منجر به ارئه نظریه موازنه تعادل شده است.
بارنارد به تفویض اختیار از پایین به بالا اعتقاد دارد(امین شایان جهرمی، 1381).


نظریه روابط انسانی:

این نظریه توسط التون مایو[8]مطرح شده، تو به فرصت مشارکت در تصمیم‌گیری در جریان امور معتقد بود. طبق این نظریه وظیفه رهبر، تحقق اهداف از طریق ایجاد تعاون و همکاری و همیاری در میان زیردسنان است و لازمه‌ی این امور مهم ایجاد روابط انسانی است(امین شایان جهرمی، شاپور،1381).


نظریه تافن بام و اشمیت[9]:

در مدل پیوستگی رفتار رهبر که دامنه‌ی گسترده‌ای از سبک رهبری را به صورت یک پیوستار که در یک قطب آن رهبر وظیفه‌مدار و در قطب دیگر پیوستار رهبر گروه مدار یا مشارکتی وجود دارد که برای زیردستان آزادی‌عمل را مهم می‌داند(حنیفی،1381).


نظریه مارشال ساشکین[10]:

دانشمند علوم‌رفتاری، چنان به مشارکت پایبند است که بعد تازه‌ای به آن افزوده و معتقد است مشارکت کارکنان نه‌تنها کارساز است بلکه به کاربرد آن از سوی مدیریت یک ضرورت اخلاقی است(همان منبع).


نظریه گریس آر گریس[11](بنیان‌گذار نظریه رشد یافتگی):

وارن بنیس چنین اظهار‌نظر کرد:«برای دست‌یابی به تعهد کارکنان در کار، خشنودی شغلی و بهره‌وری لازم، مشارکت کارکنان در تصمیمات، امری حیاتی و بنیادی است»(هرسی و بلانچارد، 1380).


نظریه ویلیام اوچی[12]:


بنیان‌گذار مکتب مدیریت ژاپنی«Z»به مشارکت کارکنان امتیاز برجسته‌ای داده است. به نظر او حمایت از کارکنان در تمام دوران خدمت، ایجاد صمیمیت و تفاهم عمیق در میان آن‌ها، لشتراک مساعی در تصمیم‌گیری، مسئولیت مشترک و خودداری از کنترل و نظارت نزدیک و مستقیم بر کار اعضای سازمان سبب می‌شود که کارکنان، سازمان را متعلق به خودشان بدانند و صادقانه تمام نیروی فکری و توانایی‌های خود را به منظور بازدهی بیشتر به‌کار گیرند (حنیفی،1381).


نظریه X  و Y مک گریگور[13]:


مک گریگور بر این باور بود که مدیران دوگونه‌اند: بعضی مدیران ویژگی‌های منطبق با تئوری X دارند.
تئوری
X بیشتر مواقع دیدگاه‌های منفی و بدبینانه نسبت به طبیعت انسان و رفتار کارکنان دارد. تئوری Y دیدگاه مثبت و خوش‌بینانه‌تری نسبت به کارکنان دارد(امین شایان جهرمی،1381).


جمع‌بندی نظریه‌ها:

حنیفی(1381) می‌گوید: مدیریت مشارکتی که برخاسته از نظریه‌های گوناگون
است بطور غیرمستقیم از دهه‌ی 50 به بعد توسط نظریه‌پردازان مختلفی مطرح شده‌است و
با تحول مسیر مدیریت، ساختار سلسله مراتب عمودی به سلسله مراتب افقی، سیستم کنترل
بیرونی(مستقیم) به سیستم خودکار درونی(خودکارگردانی) و مانند آن تغییر کرده‌است. با
خدشه دار شدن ساختار سلسله مراتبی که پایه و اساس سازمان‌های سنتی را تشکیل می‌داد،
فاصله‌ی بین زیردست و بالادست کاهش یافت و مدیریت مشارکتی اعمال شد. امروزه مدیریت
اثربخش در سازمان به اداره و رهبری هرچه‌بهتر نیروی انسانی بستگی دارد و بهره‌وری
از استعدادهای بالقوه منابع انسانی و ارج نهادن با اندیشه‌ی آن‌ها، از طریق مشارکت
در امور سازمان نه‌تنها باعث تقویت ابعاد روحی و پرورش شخصیت انسان می‌شود، بلکه از
این طریق می‌توان در جهت رفع مشکلات سازمان و بهبود مستمر بهره‌وری و کارآیی و
اثربخشی آن تلاش گروهی داشت. از دهه‌ی 1950 ابتدا موسسه تاوی استاک[14]
درباره‌ی پنداره‌ی مشاوره اجتماعی صحبت کرد. در دهه‌ی 1960 مدیریت مشارکتیدر
برنامه‌های رهبری مطرح شد، در دهه‌ی 1970 به «نظام‌های اجتماعی فنی» ظاهر شد.
مدیریت مشارکتی که اساس همه‌ی طرح‌واره‌های فوق‌الذکر است امروز باتجزیه و تحلیل
کارشناسی، خود را با تمام وجود به نمایش گذاشته است. اگرچه احتمال بسیار قوی است
که در آینده‌ای نه‌چندان دور، مدیریت مشارکتی تغییر نام دهد. شاید هم با کشاندن تئوری‌ها به تئوری دیگری تبدیل شود. اگرچه باید توجه داشت که با مطرح شدن یک تئوری جدید، تئوری‌های قبلی مردود نمی‌شوند، بلکه جایگاه خاص خود را دارند، اما به اقتضای شرایط و مسائل دیگر، باید تئوری‌های جدید بر مبنای تئوری‌های قبلی(فراتئوری) مطرح شوند و به نیازهای زمان حال و شرایط سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و غیره روز پاسخ دهد تا سازمان رشد کند و انسان‌ها پرورده شوند؛ آنطور که شایسته نظام انسان‌ها است(حنیفی،1381).







1]Likert

[2] Kurt
Lewin

[3] March

[4] Simon

[5] Blick and
Mooten

[6]Hersberg

[7]Barnard

[8] Elton
Mayo

[9] Tafen Bam
Vashmit

[10]Marshal
Sashkin

[11]Chris
Argris

[12]Viliyam
Ochi

[13]Mcgregor

[14] Tavi
Stack


آخرین ویرایش: شنبه 1391/03/20 23:22