تبلیغات
مدیریـــت آموزشـــی - مختصری درباره رضایت شغلی

مختصری درباره رضایت شغلی

دوشنبه 1391/08/8 21:04نویسنده : رحیم کاوه

 

مطالعه رضایت شغلی یا واکنش عاطفی افرادنسبت به شغل از سال 1935 که نخستین بار توسط هاپاک مورد توجه واقع شد. تاکنون موضوع بحث و تحقیق تحقیقگران بسیاری بوده است. به طوری که تا سال 1992 بیش از 5000 مطالعه فقط در آمریکا در این مورد منتشر شده است. در ایران نیز این موضوع یکی از رایج ترین عناوین تحقیقاتی بوده است ، به گونه ای که تا سال 1382 تنها در سطح دانشگاه های دولتی شهر تهران بیش از 200 پایان نامه کارشناسی ، کارشناسی ارشد و دکتری در این زمینه ارزیابی شده است که بر این میزان ، باید تعدادی از تحقیقات سازمان های دولتی را که اغلب در دسترس نیستند ، نیز اضافه نمود(ازکیا وتوکلی ، 1385).

تعاریف رضایت شغلی

برای « رضایت شغلی » تعاریف متعددی ارائه شده است که برخی از آنها عبارتنداز:

ترکیبی از مواد روان شناختی ، تفکر شناختی و محیطی که موجب می شود شخص اظهار نظر نماید که من از شغل خود رضایت دارم. تمایلات عاطفی فرد نسبت به نقش های شغلی خود پاخ عاطفی فرد نسبت به شغل خویش می باشد و زمانی حاصل می آید که تجارب شغلی به ازرش ها و نیاز های فرد مربوط می شود. دوست داشتن وظایف مورد لزوم یک شغل و شرایطی که در ان انجام می گیرد و پاداشی که برای ان انجام می شود مجموعه ای از احساسات سازگارو ناسازگار که کارکنان با ان به کار خود می نگرند. (درخشان 1385). «رضایت شغلی » مجموعه ای از احساسات و باورهاست که افراد در مورد مشاغل کنونی خود دارند. (جی نفر و جو نزه  ، 1991). رضایت شغلی یکی از عوامل مهم در موفقیت شغلی است ؛ عاملی که موجب افزایش کارایی و نیز احساس رضایت فردی می گردد(شفیع ابادی  ، 1376ص 123). رضایت شغلی یعنی دوست داشتن شرایط و لوازم یک شغل  ، شرایطی که در آن کار انجام می گیرد و پاداشی که برای آن دریافت می شود (زندی ، 1369ص209).  با توجه به مطالب مزبور ،  می توان گفت: «رضایت شغلی » یعنی احساس خرسندی و خشنودی که فرد از کار خود می کند و لذتی که از آن می برد و در پی آن ، به شغل خود دلگرمی ووابستگی پیدا می کند. «رضایت شغلی »حالتی مطبوع  ، عاطفی و مثبت حاصل از ارزیابی شغل یا تجارب شغلی است ؛ مفهومی دارای ابعاد ، جنبه ها و عوامل گوناگون که باید مجموعه آن ها را در نظر گرفت از این جمله این عوامل  ، می توان به صفات کارگر وکارمند ، نوع کار ، محیط کار و روابط انسانی کار اشاره نمود (وود من و هل ریجل ، 1996). فیشر[1] و هانا[2] رضایت شغلی را عاملی درونی می دانند و آن را نوعی سازگاری عاطفی با شغل و شرایط اشتغال می انگارند ، یعنی اگر شغل مورد نظرلذت مطلوب را برای فرد تامین کند ، او از شغلش راضی است ؛ در مقابل ، چنانچه شغل مورد نظر رضایت و لذت مطلوب را به فرد ندهد  ، در این حالت او از کار خود مذمت می نماید و در صدد تغییرآن بر می آید (شفیع آبادی  ، 1376ص123).  به نظر هاپاک « در ضایت شغلی » مفهومی پیچیده و چند بعدی است و با عوامل روانی ، جسمانی و اجتماعی ارتباط دارد. تنها یک عامل موجب رضایت شغلی نمی شود ، بلکه ترکیب معینی از مجموعه عوامل گوناگون سبب می گردد که شاغل در لحظه معینی از زمان ، ازشغلش احساس رضایت کند و به خود بگوید که از شغلش راضی است و از آن لذت می برد(میر دربکوندی ، 1384). از تعاریف ارائه شده درباره «رضایت شغلی » چنین برمی آید که این مفهوم بیانگر احساسات و نگرش های مثبتی است که شخص نسبت به شغلش دارد. وقتی گفته می شود که کسی از رضایت شغلی سطح بالایی برخورداراست  یعنی به طور کلی ، شغلش را دوست می دارد ؛ برای آن ارزش زیادی قائل است و به گونه ای مثبت به آن می نگرد و در یک کلام ، از احساس خوب و مطلوبی نسبت به آن برخورداراست(شفیع آبادی ، 1376). کارکنان به عنوان بخش جدایی ناپذیر هر سازمان دارای نگرش ها ، عقاید ، افکار ، حتی نیاز های متفاوتی هستند ؛ رضایت این افراد از نحوه عملکرد مدیریت ، شرایط فیزیکی کار و غیره باعث ایجاد رضایت شغلی در کارکنان می شود. مسلما رضایت کارکنان باعث افزایش بهره وری و افزایش مشارکت آنها در روند انجام وظایف می گردد. با توجه به افزایش نیاز ها در آموزش و پرورش و کاهش منابع به منظور جلوگیری از سقوط کیفیت در این نهاد تعیین شده ، صاحب نظران آموزشی قویا اعتقاد دارند که بهسازی در نحوه مدیریت و مدیران آموزشی از جمله عوامل اصلی و تعیین کننده موفقیت در امربهسازی و حتی بازسازی سازمان آموزش و پرورش است. بهسازی سازمان ها از فرایند های بسیار گسترده ای است که در آن از عواملی از جمله از سبک مدیریت و رضایت شغلی از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است(الیزلبت ، 2004).

عوامل موثر بررضایت شغلی

مطالعات مختلف در زمینه رضایت شغلی نشان می دهد که متغیر های زیادی با رضایت شغلی مرتبط است که این متغیر ها در چهار گروه قابل طبقه بندی است.

1- عوامل سازمانی[3]  2- عوامل محیطی[4]  3- ماهیت کار[5]  4- عوامل فردی[6]

1- عوامل سازمانی: بعضی از عوامل سازمانی که منبع رضایت شغلی هستند عبارت است از:

الف- حقوق و دستمزد: مطالعات لاک نشان می دهد که حقوق و دستمزد یک عامل تعیین کننده رضایت شغلی است. به ویژه زمانی که از دیدگاه کارمند این پرداخت منصفانه و عادلانه باشد.

ب- ترفیعات: که شامل تغییر مثبت در حقوق ، کمتر مورد بررسی قرار گرفتن ، چالش کاری بیشتر ، مسوولیت بیشتر و آزادی در تصمیم گیری است. به علت این که ارتقاء میزان ارزش فرد را برای سازمان نشان می دهد ؛ ترفع فرد منجر به افزایش روحیه وی می گردد.

ج- خط مشی های سازمان: ساختار دیوان سالار برای فردی که دارای سبک رهبری دموکراسی است مناسب نیست. علاوه براین خط مشی های سازمانی نیز در رضایت شغلی تاثیر می گذارد.

خط مشی های غیر منعطف باعث برانگیختن احساسات منفی شغلی و خط مشی های منعطف باعث رضایت شغلی می شود.

2- عوامل محیطی: عوامل محیطی کار شامل موارد زیر است:

الف- سبک سرپرستی: هر زمان که سرپرستان با کارکنان رفتاری حمایتی و دوستانه داشته اند ، رضایت شغلی نیز زیاد بوده است.

ب- گروه کاری: اندازه و گروه و کیفیت ارتباطات متقابل شخصی در گروه ، نقش مهمی در خشنودی کارکنان دارد و هرچه گروه کاری بزرگتر باشد رضایت شغلی نیز کاهش می یابد. زیرا ارتباطات متقابل شخصی ضعیف تر شده و احساس همبستگی کم رنگ تر و نهایتا شناخت تمامی افراد مشکل می شود.

3- ماهیت کار: کار به خودی خود نقش مهمی در تعیین سطح رضایت شغلی دارد. محتوای شغل دارای دو جنبه است: یکی محدوده شغل ، که شامل میزان مسوولیت ، اقدامات کاری و بازخورد است. هرچه این عوامل وسیعتر باشد با عث افزایش حیطه شغلی می شود که آن نیز به نوبه خود رضایت شغلی را فراهم می آورد. دومین جنبه عبارت است از تنوع کاری. تحقیقات نشان می دهد که تنوع کاری متوسط موثرتر است. تنوع کاری وسیعتر باعث ابهام و استرس می شود و از طرف دیگر تنوع کم نیز باعث یکنواختی و خستگی می شود که نهایتا منجر به عدم رضایت شغلی می گردد. ابهام در نقش و تضاد در نقش همواره از سوی کارکنان مورد اجتناب قرار گرفته است ، زیرا اگر کارکنان کاری که انجام می دهند وانتظاری که از آن ها می رود نشناسند موجبات ناخشنودی آن ها فراهم می گردد.

4- عوامل فردی: در حالی که محیط بیرون سازمان و ماهیت شغل ، عوامل تعیین کننده در رضایت شغلی هستند ، صفات و ویژگی های فرد نقش مهمی دارند. افرادی که به طور کلی دارای نگرش منفی هستند ، همیشه از چیزی که مربوط به شغل است شکایت دارند. مهم این نیست که شغل چگونه است. آن ها همواره به دنبال بهانه ای می گردند تا به گله و شکایت بپردازند. سن ، ارشدیت و سابقه تاثیر قابل ملاحظه ای بر رضایت شغلی دارد. علاوه بر آن می توان نتیجه گرفت ، افرادی که در سلسله مراتب نیاز های مازلو در سطح بالاتری قرار دارند رضایت شغلی بیشتری واهند داشت(ساعتچی ، 1385).

پیامدهای رضایت شغلی و عدم رضایت شغل

رضایت شغلی باعث می شود بهره وری فرد افزیش یافته ، فرد نسبت به سازمان متعهد شده سلامت فیزیکی و ذهنی فرد تضمین گردیده ، روحیه فرد افزایش یابد ، از زندگی راضی باشد و مهارت های جدید شغلی را به سرعت آموزش ببیند. عدم رضایت شغلی باعث کاهش روحیه کارکنان می شود که روحیه پایین در کار بسیار نامطلوب است. مدیران وظیفه دارند که علائم روحیه پایین و عدم رضایت شغلی را به طور مستمر زیر نظر بگسرند و در اولین فرصت اقدامات لازم را انجام دهند و در تحقیقاتی که وروم انجام داد به آین نتیجه رسیده است که بین رضایت شغلی با عوامل مختلف ، از جمله عوامل زیر ارتباط وجود دارد.

1-­بین رضایت هر فرد و احتمال استعفای او از کار رابطه منفی وجود دارد. 2- بین رضایت شغلی و غیبت از کار رابطه منفی وجود دارد. 3- بین رضایت شغلی و میزان کارایی رابطه مثبت وجود دارد. 4- بین رضایت شغلی سوابق کار و میزان تصادفات رابطه منفی وجود دارد.

بعضی از شاخصهای روحیه پایین عبارتند از:

1-              آشفتگی کارمند[7]: اشفتگی یک شرایط کلی است که ناخشنودی فرد از شغلرا نشان می دهد وممکن است به اشکال مختلف ظاهر شود فرد ممکن تمایل زیادی به شغل خود نداشته باشد  ، در محیط خواب آلود شود ، فراموش کار شود  ، در کار بی دقتی کند ، از شرایطکاری شکایت کند ، سر کار حاضر شود و یا غیبت کاری داشته باشد که همگی آین شرایط بر سلامت ذهنی فرد تاثیر منفی بر جای می گذارد.

2- غیبت کاری[8]: مطالعات نشان می دهد ، کارکنانی که رضایت کمتری دارند ، احتمالا بیشتر غیبت کنند. دو نوع غیبت وجود دارد ، یکی غیبت غیر ارادی است مکه به علت بیماری یا سایر دلایل موجه و حوادث پیش بینی نشده اتفاق می افتد که غیر قابل اجتناب است و ارتباطی با رضایت شغلی ندارد. دیگری غیبت اختیاری است که ناشی از عدم رضایت شغلی فرد است.

3- تاخیر در کار[9]: تاخیر کار همانند غیبت آین باور را به وجود می آورد که فرد از کارش ناراضی است. این موضوع نشان می دهد که فرد برای کار خود اهمیتی قائل نیست و بیشتر اوقات خود را به استراحت در خانه اختصاص می دهد. برای مثال در یک دانشجو نشاشگر این است که از رشته خود یا نحوه تدریس استاد ناراضی است.

4- ترک خدمت[10]: ترک خدمت کارکنان موجب وقفه در عملیات سازمان شده و جایگزین نمودن افراد برای سازمان پرهزینه بوده و از نظر فنی و اقتصادی نیز مطلوب نیست. بر اساس مطالعات ارنولد و فلد من3. در واحدهای سازمانی که میزان رضایت شغلی افراد از حد متوسط آن پایین تر است نرخ ترک خدمت دلایل شخصی داشته باشد که خارج از کنترل مدیر است. از طرف دیگر ترک خدمت که می تواند ناشی از مدرنیزه شدن کارخانه ، فقدان سفارشات برای تولید ، کمبود مواد اولیه و به طور کلی ناشی از وضعیت دشوار اقتصادی باشد. در چنین مواردی موضوع ترک خدمت می بایست مورد رسیدگی قرار گرفته و هرجا که ضرورت وجود دارد اقدامات اصلاحی صورت پذیرد.

5- فعالیت اتحادیه[11]: مطالعات نشان می دهد که کارکنان با رضایت شغلی بالا تمایلی برای عضویت در اتحادیه ندارند و به اآن به عنوان یک ضرورت نمی نگرند. شواهدی در دست است که عدم رضایت شغلی علت اصلی اتحادیه گرانی است. سطح فعالیت اتحادیه ها به سطح عدم رضایت شغلی بستگی دارد هرچه سطح عدم رضایت شغلی کمتر باشد ممکن است تنها به شکایت بسنده شود ، ولی اگر سطح عدم رضایت شغلی بالاتر باشد ممکن است موجبات اعتصاب کارکنان را فراهم آورد.

 

6- باز نشستگی زودرس[12]: مطالعات اشمیت و مک لین [13]ارتباط رضایت شغلی و بازنشستگی زودرس رانشان می دهد شواهدی وجود دارد مبنی بر اینکه کارکنانی که تقاضای بازنشتگی پیش از موعد می کنند تمایل دارند نگرش های مثبت خود را کمتر معطوف به کار خود بسازند ، از طرف دیگر کارکنانی که پست های سازمانی عالی دارند و دارای فرصت های کاری چالشی هستند نسبت به مشاغل سطوح پایین تر کمتر به دنبال بازنشستگی زودرس هستند(صافی ، 1379).

رضایت شغلی و عملکرد

یکی از موضوعات بحث انگیز رضایت شغلی ، ارتباط آن با عملکرد است که سه دیدگاه مختلف دراین باره وجود دارد:  عملکرد کاری            علت             رضایت شغلی

کارمند راضی مولدتر و کاراتر است

عملکرد کاری           معلول             رضایت شغلی

کارمند مولد و کارا راضی تر است

عملکرد کاری                            رضایت شغلی

هیچ ارتباط یا جهت خاصی وجود ندارد

 1 - رضایت شغلی باعث افزایش عملکرد می شود.[14] 2- عملکرد شغلی موجبات رضایت شغلی را فراهم می آورد.[15] 3- ارتباط ذاتی بین رضایت شغلی و عملکرد وجود ندارد بلکه پاداش های متغیری هستند که مداخله می کنند. 4- برای دو دیدگاه اول پشتوانه تحقیقاتی ضعیفی ارائه شده است. بیست مطالعه انجام یافته در این زمینه نشانگر آن است بین رضایت شغلی و عملکرد ارتباط ضعیفی وجود دارد و بیانگر آن است که کارمند راضی ضرورتا عملکرد بالایی ندارد. البته نتایج تحقیقات نشان می دهد دیدگاه دوم تا حدودی مورد تایید قرار گرفته و عملکرد بالاتر رضایت بالاتری را به دنبال دارد. اما در این میان دیدگاه سوم که عامل پاداش را به عنوان متغیر مداخله گر در ارتباط بین عملکرد و رضایت شغلی معرفی می کند بیشتر وورد تایید قرار گرفته است. این بدان مفهوم است که عملکرد پیامد رضایت شغلی نیست و همچنین رضایت شغلی نیز پیامد عملکرد نیست. در سال 1995 برایفیلد و کروکت[16] ادبیات ارتباط رضایت شغلی و عملکرد را مورد بازنگری قرار دادند و نتیجه گرفتند که بین این دو پدیده ارتباط مستقیم کمی وجود دارد. در حقیقت بعضی اوقات رضایت شغلی و عملکرد به طور معکوس بایکدیگر ارتباط دارند ونظریه انتظار تا حدودی این معما را حل نمود. این دو تحقیقگر ثابت کردند که رضایت شغلی نتیجه فرایند انگیزش جامع است از این دیدگاه انگیزش عبارت است از فعالیت و هدایت انرژی و رفتار ، در حالی که رضایت شغلی ایستگاه یا پاداش رفتار است وقتی اعضای سازمانی از کار رضایت پیدا می کنند میزان غیبت ، تاخیر در کار و حتی ترک خدمت کاهش می یابد. در حقیقت رضایت شغلی می تواند برای سازمان تعیین کننده باشد (مقیمی ، 1385).




[1]- V. E. Fisher

[2] -J. V. Hanna

[3] - Organizational factors

[4] - Environmental factors

[5] - Natur of work

[6] - Individual factors

[7] -Employee Unrest

[8] - Absenteeism

[9] -Tardiness

[10] - Turn over

[11] -Unlon Activity

[12] -Early Retirement

[13] -Schimit and Mclane

[14] -The Satisfied worker to more productive

[15] - The more productive worker to satisfied

[16] -Brayfild & Crokett


آخرین ویرایش: - -

 
جمعه 1391/08/12 18:33
از شما ممنونم
مطلب خوبی بود