تبلیغات
مدیریـــت آموزشـــی - ابعاد رهبری تعامل گرا

ابعاد رهبری تعامل گرا

سه شنبه 1392/04/18 15:22نویسنده : رحیم کاوه

 

دانتون (1973) واژه تبادل را به مفهوم فرایند مبادله - معاوضه[1] و به مثابه ارتباطات قرار دادی - پیمانی ، در زندگی اقتصادی مطرح کرد که مشروط به ثبت خوب از سوی طرفین مشارکت می باشد. به گفته او انجام الزامات تبادل ، موجد اعتماد و یک ارتباط پایدار خواهد بود که طی آن منافع دو جانبه تامین و مبادله خواهد شد. . دانتون بین تبادل منفی و مثبت نیز تمیز قائل شد ؛ تبادل مثبت را " دریافت پاداش در صورت اطاعت از رهبر" و تبادل منفی را " تهدید به تنبیه برای عدم شکایت" عنوان کرد.

هورن[2](1996) بیان می دارد که در رهبری تعامل گرا ، رهبر به واسطه گستره ای از تعاملات با زیر دستان ، وظایف ، پاداش ها و ساختارها را برای کمک به آن ها به منظور تامین نیاز هایشان ضمن تلاش برای دستیابی به اهداف سازمانی برهم منطبق می نماید. رهبری تعامل گرا تنها تامین کننده بخشی از نیازمندی های رهبری سازمانی است و زمان پویای امروز چیز بیشتری می طلبد و عصر ، عصر رهبران بزرگ است. رهبرانی که به واسطه برخورداری از دیدگاه بلند و روشن از آینده و قدرت شخصیتی ، تاثیری الهام بخش برزیردستان دارند(شومر هورن ، 1996). واژه رهبری تعامل گرا اغلب برای توصیف مدیرانی به کار می رود که ایده های تئوری رفتاری و اقتضائی مخصوصا تئوری مسیر – هدف را مورد استفاده قرار می دهند(شومر هورن ، 1996 ، رابینز ، 1377  ، رابینز و کولتر ، 1999). این رهبران پیروانشان را هدایت نموده و آنها را در جهت دستیابی به اهداف تثبیت شده با تصریح نقش و وظیفه مورد نیاز ، تحریک می نمایند(رابینز ، 1998 ، رابینز و کولتر ، 1999). رهبری تعامل گرا عبارت است از رهبری مبتنی بر مبادله بین رهبر و پیرو ، به طوری که تمایلات فردی طرفین تامین گردد. در این نوع رهبری به همه چیز از دید میزان منفعتی که عاید افراد می گردد نگریسته می شود و رابطه رهبر با پیروان ، سوداگرانه و بر مبنای مبادله یک چیز برای چیز دیگر است. لیتوود (1992) نیز معتقد است که رهبران تعامل گرا بعضی مواقع رهبری دادوستدی نامیده می شود که مبتنی بر مبادله خدمات برای دریافت انواع مختلف پاداش ها که رهبر حداقل بخشی از آن را در کنترل خود دارد می باشد. بانز (1978) معتقداست که رهبران تعامل گرا سه وظیفه را انجام می دهند: 1- فعالیت های زیر دستان را مشخص می کنند. 2- نیاز زیر دستان را مشخص می کنند. 3- بین فعالیت ها و نیاز های زیر دستان رابطه برقرار می کنند.

رهبری تعامل گرا تنها تامین کننده بخشی از نیازمندی های رهبری سازمانی است. هرزبرگ[3] بین نیاز های سطوح پایین با نیاز های بهداشتی[4] و نیاز های سطوح بالاتر با نیاز های انگیزشی[5] (درونی) تفاوت قائل می شود. ارضاء نیازهای بهداشتی کارمندان را تا سطح ناراضی نبودن برمی انگیزد ولی هنوز کارمندان ارضاء نشده اند. رضایت نتیجه ارضا ء نیازهای ویژه انگیزشی و درونی است(هرزبرگ ، 1968). مازلو فرضیه مشابهی را ارائه کرد ، به این صورت که نیازهای سطوح پایین تر قبل از اینکه نیازهای سطوح بالاتر به عنوان برانگیزنده فعال شود باید ارضاء شده باشند(کلوبن ، 1999).

سرجیووانی[6] (1990) بیان می کند که رهبری تعامل گرا نیازهای اساسی ، ابتدایی و بهداشتی را ارضاءمی کند ولی رهبری تحول گرا علاوه بر نیازهای سطوح بهداشتی و نیازهای انگیزشی ، نیازهای سطوح بالاتر را نیز ارضاء می کند. رهبری تعامل گرا با معامله ، معاوضه و برآوردهای قراردادی بین کارمند و مدیر مترادف است ، بنابراین با نام تعامل گرا مشخص می شود(کلوبن ، به نقل از علوی  ، 1386). باس در سال 1985 تشریح کرد که پاداش و جریمه به عنوان جنبه های رهبری قراردادی ، دو فاکتور اساسی رهبری تعامل گرا محسوب می شوند. باس فاکتورهای رهبران تعامل گرا را چنین بیان می کند: اولین فاکتور پاداش اقتضائی که شامل جبران یا پاداشها برای مفهوم عملکرد می باشد. از نظر باس (1985) این رهبران تنها به مبادله پاداش در برابر عملکرد خوب می پردازند و میزان دستیابی به اهداف را تعیین می کنند. بنابراین رهبران تعامل گرا پیروانشان را در جهت تبیین الزامات نقش و کار در جهت دستیابی به هدف ها ، راهنمایی می کنند یا برمی انگیزانند. رابینز می گوید: دومین فاکتور که باس مطرح می کند مدیریت بر مبنای استثناء فعال است. این ایده بیانگر رفتار صحیح ، که توسط مدیر در مقابل انحراف از حد متوسط غیر قابل قبول کارمندان به کار گرفته می شود ، است یا به عبارت دیگر رهبران تعامل گرا انحراف از معیار ها و قوانین و مقررات را جستجو و کنترل می کنند و براین اساس اقدام اصلاحی انجام می دهند(کلوبن ، به نقل از باس ، 1999). همچنین رهبران مراوده ای شیوه مدیریت بر مبنای استثناء را به طور منفعل به کار می گیرند. این رهبران تنها هنگامی اقدامات اصلاحی را اعمال می کنند که زیر دستان در رسیدن به اهداف سازمان موفق نگردیده و به عبارت دیگر ، رهبران تعامل گرا تنها هنگامی وارد عمل می شوند که معیار و قانون و روش ها تامین و رعایت نشود(دهقانیان ، 1380). باس ، سومین فاکتور رهبری تعامل گرا را واگذاری مسوولیت ها می داند و در بسیاری از موارد از اتخاذ تصمیم اجتناب می کند. بنابراین از این نظر به کار و رابطه با کارکنان توجه اندکی دارند(باس ، 19859. هرسی ، بلانچارد و دیدیی (2007) فاکتور دیگری را برای رهبران تعامل گرا در نظر می گیرند و آن این که رهبران تعامل گرا تغییرات بنیادی ایجاد نمی کنند ، بلکه بیشتر اقدامات صوری و ظاهری انجام می دهند. آنان بیان می دارند که رهبران تعامل گرا از قدرت پست و مقام برخوردارند و قدرت پست و مقام شامل دو نوع قدرت تنبیه و پاداش است(کریم زاده ، 1387). رهبران تعامل گرا سعی در نمایش دادن و کنترل کارکنان به طریق عقلانی یا اقتصادی دارند. آن ها حمایت های ملموس و غیر ملموس فراهم می کنند و منابع را در اختیار پیروان قرار می دهند تا عملکرد مثبت آن ها را شاهد باشند و به مبادله منصفانه عملکرد و پاداش بپردازند. رهبران تعامل گرا با زیر دستان در شکل یک مبادله مصلحانه و سازنده رفتار می کنند. سبک ساختاری یا پاداش اقتضایی و سبک مصلحانه یا یا مدیریت بر مبنای استثنا بر چسب زده می شود ، رهبری تعامل گرا به عنوان انتظارات و ارتقا عملکرد برای رسیدن به این سطوح تعریف می شود. پاداش راهنمایی اقتضایی و مدیریت انتظار دو رفتار عمده و مرکزی مربوط به رهبران تعامل گرا با پیروانشان در سازمان ها می باشد (کریم زاده ، 1387).


[1] -Exchange

[2] -Horn

[3] -Herzberg

[4] -extrimk needs

[5] -Intrimk needs

[6] -Sergiovanni

ازنظر باس و اولیو (1993) ، کارک و شامبر (1999) ، بطور کلی ابعاد رهبری تعامل گرا عبارتند از:

1- پاداش اقتضایی: به رفتار رهبرانی دلالت می کند که بر مبادله منابع تاکید می ورزند و عبارت است از فراهم کردن انواع مختلف پاداش جهت دستیابی به اهداف هر دو طرف (یعنی رهبر و پیرو) پاداش اقتضایی سبک رهبری تعامل گرا یادگیری انتظارات و شناخت خواستنی ها را آسانتر می کند.

مصادیق پاداش اقتضایی عبارتند از: 1- آماده سازی زیردستان. 2- بحث با لغات ویژه در مورد پاسخ های ناشی از رسیدن به عملکرد مورد نظر. 3- تبیین آنچه فرد می تواند انتظار رسیدن به آن را داشته باشد در مقابل انجام انچه وظیفه ی اوست. 4- اظهار رضایت وقتی دیگران به انتظارات مورد نظر دست یافته باشند.

2- مدیریت استثناء فعال: عبارت است از نظارت بر انحرافات از نقش ها و استاندارد ها و تصحیح آنها آین رهبران دارای استانداردها ی جزئی و دقیق برای انجام امور هستند ، و ممکن است زیر دستان را به علت عدم آین استانداردها تنبیه کنند. در این سبک رهبری ، رهبران منتظر رخداد مشکلات می شوند و سپس به محض بروز آنها اقدامات اصلاحی را در پیش می گیرند.

مصادیق مدیریت استثناء فعال عبارتند از: 1- تمرکز بر بی قاعدگی ها ، خطاها ، استثناء ها و انحرافات از استانداردها. 2- متمرکز ساختن تمامی توجه به سمت خطاها ، شکایات و شکست ها. 3- معطوف کردن توجه به سوی شکست ها جهت دستیابی به استانداردها.

  3- مدیریت استثناء فعال: اشاره به رفتار رهبرانی دارد که در امور و مسائل مداخله نمی کند ، مگر زمانی که استانداردها رعایت نشده باشند. آین روش در حقیقت شکل دیگری از مدیریت است که منفعل تر بوده و عاری از عکس العمل می باشد. در آین سبک به شکلی منظم به مشکلات و موقعیت ها پاسخ داده نمی شود. مدیران منفعل به طور واضحی از توافقات دقیق ، انتظارات روشن و فراهم ساختن اهداف و استانداردهای مد نظر جهت پیشرفت اجتناب می کنند. آین سبک رهبری اثر منفی بر نتایج وپیامدهای مطلوب دارد. آین طرز عمل شبیه به سبک بی بند و باری و یا فقدان رهبری است. هر دوی آین سبک ها اثرات منفی و مخربی بر زیردستان دارند.

مصادیق مدیریت استثناء منفعل عبارتنداز: 1- عدم مداخله با مشکلات تا زمانی که جدی شوند. 2- انتظار برای رخداد خطاها و عدم نشان دادن عکس العمل ها تا قبل از رخداد خطا. 3- نمایش واضح «مشکلات باید حاد شوند» قبل از اینکه من عکس العملی نشان دهم.

4- بی بند وباری:رهبرانی که از پذیرفتن هر گونه مسئولیت اجتناب می ورزند از تصمیم گیری نیز اباء دارند و از تصمیم گرفتن طفره می روند. (شرمرهورن  ، 1997).

مصادیق بی بند و باری عبارتنداز: 1- اجتناب از درگیر شدن وقتی مباحث مهمی مطرح می شود. 2- غایب بودن زمانی که مورد نیاز است. 3- اجتناب از تصمیم گیری. 4- تاخیر در پاسخ به سوالات.

لازم به ذکر است رهبری تحول گرا و تعامل گرا توسط پرسشنامه MLQ قابل سنجش و ارزیابی است. محققان به طور روز افزون در می یابند که کارکنان در فضایی که رهبری تحول گرا(رهبری تغییر) اعمال می شود ، بیشتر برانگیخته می شوند ، بهره وری بالاتری دارند و راضی ترند. مدارک و شواهد موجود نشان می دهد که رهبرانی که در افراد ایجاد تحول می کنند در مقایسه با رهبران تعامل گرا برتری های زیادی دارند و موفق تر هستند.


برچسب ها: ابعاد رهبری تعامل گرا ، Dimensions of transactional leadership ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 1392/04/18 15:32

 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.