تبلیغات
مدیریـــت آموزشـــی - مطالب ابر نظریه های رهبری تحول گرا

نظریه های رهبری تحول گرا

چهارشنبه 1392/05/9 16:30نویسنده : رحیم کاوه

 

در زمینه نظریه رهبری تحول گرا چهار اثر برجسته با توجه به ویژگی های هر یک مورد بررسی قرار می گیرد:

1-              نظریه های رهبری تحول گرا بارنز: از نظر بارنز (1978) ، رهبری تحول گرا فرایندی که در آن رهبران و پیروان همواره در تلاشند تا توان روحی و قوای انگیزشی یکدیگر را به سطح بالاتری ارتقا دهند. ازاین منظر ، تاثیر و تاثر رهبران و پیروان بر یکدیگر ، پدیده ای متقابل و دو جانبه است ؛ در حالی که رهبران تا به تعبیر مازلو[1] ، مراتب بالاتری از سطوح انگیزشی پیروان را تحریک و فعال کنند. ارتقای قوای انگیزشی پیروان نیز متقابلا بر درجه اقتدار و توان روحی رهبران اثر می گذارد. بارنز مفهوم رهبری تحول گرا را نقطه متقابل رهبری تعامل گرا عنوان می کند. در فرایند رهبری تعامل گرا ، رهبر در تلاش است تا پیروان را به منظور تامین حداکثر منافع شخصی خویش برانگیزاند. بدین منظور ، رهبر معیار های روشنی را برای حسن عملکرد و کارکرد ایده ال ، پیش روی پیروان می نهد و سپس در ازاء تحقق آن ، امتیازات و پاداش های مناسبی را برای پیروان منظور می کند.

2-              نظریه رهبری تحول گرا باس: بر خلاف نظر بارنز ، که دو مفهوم رهبری تعامل گرا و تحول گرا را مانعه الجمع و در حد نهایی و متضاد یک طیف قلمداد می کرد ، باس (1999. 1985) بر این نظر بود که رهبر در موقعیتی تعامل گرا و در موقعیتی دیگر می تواند تحول گرا باشد و سپس رهبری تحول گرا را مکمل رهبری تعامل گرا قلمداد کرد. باس بر این نظر بود که رهبران تحول گرا از توجه به نیاز های موجود و پیش پا افتاده پیروان پا را فراتر می نهند و همواره سعی می کنند تا با نفوذ به عمق باور افراد ، ساختار سلسله مراتب نیاز های پیروان را به گونه ای دستخوش دگرگونی و تحول قرار دهند که به هر چه فعال تر شدن نیاز های برتر آنان بینجامد و موجبات تکاپو و درخشش عملکرد آنانرا فراهم سازد. باس (1999) رهبری تحول گرا را چنین توصیف کرد: رهبری تحول گرا به عملکرد رهبری اطلاق می شود که در صدد است از طریق نفوذ آرمانی (کاریزما) ، الهام بخشی ، تحریک فرهیختگی و باحمایت های توسعه گرا ، پیروان را در مداری فراتر از منافع زود گذر شخصی به حرکت وادارد. این رهبری پیروان را به گونه ای ارتقا می دهد که به سطوح بالاتری از ارشدیت و آرمان ها دست یابند. اهتمام فراوانی را برای رسیدن به دستاورد های برتر و احراز خود شکوفایی به کار بندند و به تعالی سازمان و جامعه بیندیشند. در این راستا دو عامل نفوذ آرمانی و الهام بخشی زمانی فرصت ظهور خواهند یافت که رهبر بتواند چشم انداز نوید بخشی را برای آینده ترسیم کند ؛ روش رسیدن به این چشم انداز آرمانی را مشخص کند؛ الگوی هدایت گری را به دیگران ارائه دهد ؛ استاندارد های بالایی را برای دیگران تعریف کند و سرانجام عزم و اطمینان راسخ خود را به نمایش گذارد. تحریک فرهیختگی پیروان زمانی حاصل می شود که رهبر ، آنان را برای رسیدن به ابتکار عمل ها و خلاقیت های سازنده یاری دهد. حمایت توسعه گرا زمانی به منصه ظهور می رسد که رهبر توجه کافی به مراتب نیاز پیروان به منظور دستیابی به رشد بیشتر مبذول دارد و از هرگونه راهنمایی و حمایت در این خصوص دریغ نورزد. براین اساس ، رهبر تکالیفی را بر عهده پیروان می گذارد که از جهات گوناگون متضمن رشد آن ها باشد. از نظر باس (1999) مراتب تحول گرا را می توان بر حسب تاثیری که هر رهبر در پیروان برجای می نهد مورد اندازه گیری قرار داد. در رهبری تحول گرا است که باس براین نظر است که پیروان ، همواره از احساسات شایانی برخوردارند ، که دربردارنده اعتماد ، تمجید ، وفاداری و احترام وافر نسبت به رهبری است. باس براین نظر است که رهبران تحول گرا از سه طریق به انجام این مهم دست می یابند: 1- ارتقا بخشیدن به درجه آگاهی پیروان در خصوص اهمیت و ارزش اهداف آرمانی مورد نظر. 2- وادار ساختن پیروان به این که منافع سازمان را از منافع شخصی خود فراتر قرار دهند. 3- حرکت دادن پیروان به سمت تحقق نیاز های برتر و عالی(باس ، 1999).



[1] -Maslow

جهت مطالعه ادامه مطلب اینجا کلیک نمایید.
برچسب ها: نظریه های رهبری تحول گرا ، Transformational leadership theories ،
آخرین ویرایش: - -